“من به عنوان سفیر عیسی مسیح اینجا هستم”: کلاه سبز ارتش ایالات متحده آموزش، تجهیزات و انجیل را برای آسیب رساندن به مردم اوکراین به ارمغان می آورد.


KHERSON، اوکراین – گروهبان درجه یک کریستین هیکی یک تفنگدار دریایی سابق است که به عنوان یک کلاه سبز نخبه نیروهای ویژه به ارتش پیوست. وقتی جنگ در اوکراین شروع شد، هیکی احساس کرد که باید کاری انجام دهد. اما دعوا بخشی از دعوت او نبود.

هیکی به CBN News گفت: “من برای ریختن خون به اینجا دعوت نشدم. من فقط به اینجا دعوت شدم تا در مورد خونی که مدت ها پیش برای آنها ریخته شده است به مردم بگویم.”

این تماس منجر به نگرانی مافوق او در مورد یک گارد ملی ایالات متحده شد که در اوکراین کار می کرد. با این وجود، خداوند درها را برای رفتن او باز کرد.

من اینجا نماینده ارتش ایالات متحده نیستم. من اینجا به نمایندگی از فرماندهی خود نیستم، من اینجا نماینده گارد ملی نیستم. من به عنوان سفیر عیسی مسیح اینجا هستم، و این دقیقاً کاری است که اینجا انجام می دهم. او گفت که به عنوان یک مبلغ در اوکراین.

پس از ورود، او نیروهای اوکراینی را در نیاز شدید یافت.

هیکی گفت: “این بچه ها پزشک ندارند. آنها مانند یک پزشک در صفی با بیش از 100 تا 150 نفر دارند. یک نفر که تا حدودی آموزش دیده است.”

مراقبت از تلفات رزمی تاکتیکی یکی از تخصص های هیکی است.

“من وارد مرکز آموزشی آنها شدم و آنها من را دیدند و دقیقاً می دانستند که این مرد متفاوت است. و آنها به سمت من دویدند و گفتند “می توانی به ما کمک کنی؟”

هفت ماه پیش این سربازان نانوا، راننده اتوبوس و وکیل بودند. هیکی به آنها مهارت هایی را آموخت تا بتوانند برادران مجروح خود را تثبیت کنند.

او می‌گوید: “برای کمک به رساندن آنها به سطح بالاتری از مراقبت. بیشتر این چیزی است که من دوست دارم با آن کنار بیایم. مانند “هی، در اینجا چگونه می توان جان یک برادر را نجات داد” یا “در اینجا نحوه زنده ماندن در صورت زخمی شدن است.” گفت.

زمانی که او با این مردان در خط مقدم گذرانده است، به او قدردانی عمیقی نسبت به سختی‌هایی که با آن روبه‌رو هستند، داده است. این یک نوع جنگ متفاوت از آن چیزی است که او به آن عادت کرده بود.

هیکی گفت: «آنها قهرمانان مطلق هستند. «فکر نمی‌کنم مردم واقعاً بفهمند که این سربازان اوکراینی واقعاً چه چیزی را تجربه می‌کنند.

“این ترسناک ترین چیزی است که من تا به حال در خط مقدم با آن برخورد کرده ام. وقتی نمی توانید روبروی خود را ببینید و سپس یک پهپاد روسی بالای سر خود دارید که فقط آزادی حرکت دارد تا آتش های خود را درست بالای سر شما هدایت کند. “

با شروع جنگ، ماموریت هیکی در حال تکامل است تا نیاز را برآورده کند. تنها چند روز پس از سقوط Kherson، با کمبود غذای جمعیت، هیکی و تیمش کاروانی از کمک ها را برای نجات آوردند.

“ما اندکی دنده ها را عوض می کنیم. زمستان امسال برای مردم اوکراین کاملا سخت خواهد بود. سالمندانی هستند که من آنها را دوست دارم و به آنها احترام می گذارم، که می میرند زیرا در خانه هایشان یخ زده اند و می میرند. و می دانید چه، ما اینجا خواهیم بود تا به آنها غذا برسانیم، هیزم به آنها برسانیم. ما در طول زمستان اینجا خواهیم بود.”

او ادامه داد: «ما می خواهیم اساساً دست و پای عیسی باشیم. “این سازمان های غیردولتی قدرتمند بسیار قوی همه این مواد غذایی را خریده اند، و آنها بازوی عملی برای تحویل واقعی آن ندارند. ما غذا را می گیریم و مطمئن می شویم که در مکان مناسب و درست به دست افراد مناسب می رسد. زمان.”

رسیدن به روستاهای اطراف خرسون بسیار خطرناک است زیرا این منطقه هنوز مملو از میدان های مین روسی است. بنابراین وقتی هیکی و تیمش همه چیز را به خطر می اندازند تا به آنها برسند، مردم بیشتر سپاسگزار هستند.

“از زمانی که اینجا هستم، بیشتر از آنچه در دوران سربازی ام انجام داده ام، در امتداد خطوط کلاه سبز انجام داده ام. من در اینجا هستم و با مردم کار می کنم، در کنار آنها کار می کنم، و مهارت های مورد نیاز را برای آنها فراهم می کنم. برای آنها غذا فراهم می کند، آب برای آنها فراهم می کند و به ساختن آنها کمک می کند.”


دیدگاهتان را بنویسید